شهر سمی

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد برمن! من خودم هستم و تنهايي يك حس غريب! كه به 100 عشق و هوس ميارزد!

دوست داشتم
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٥
 

تو این فکر بودم که با هر بهونه

یه بار آسمونو بیارم تو خونه

حواسم نبود که به تو فکر کردن

خود آسمونه خود آسمونه

 

تو دنیای سردم

به تو فکر کردم

که عطرت بیاد و

بپیچه تو باغچه

بیای و بخندی

تو باز خنده هاتو

مثل شمعدونی بزارم رو طاقچه

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره

تو و خاک گلدون با هم قوم وخویشین

من و باد و بارون با هم رفیق صمیمیم

از این برکه باید یه دریا بسازیم

یه دریا به عمق یه عشق قدیمی

دوست داشتم با تمام وجودم

غزیزم هنوزم تو رو دوست دارم

الهی همیشه کنارتو باشم

الهی همیشه بمونی کنارم

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره

پ.ن

آخ عجب حالی داره...

ناراحت ناراحت ناراحت نگران نگران نگران

 


 
comment نظرات ()

 
طلسم عشق
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٦
 

ما به انتخاب خود عاشق نمی شویم

عشق هدیه ایست که خدا

آرام در قلبهایمان می گذارد

و ما آنقدر احمقیم

که بزرگ ترین و زیباترین دنیا را

به کوچکترینی می شکنیم،

تمام شد

ما طلسم عشق را شکسته ایم عزیزم

ما نفرین می شویم و تا آخر عمر ، ناقصیم.


 
comment نظرات ()

 
....
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٦
 

دلم میخواد دوباره بنویسم!.....


 
comment نظرات ()

 
مادر زیباست....
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٩
 

مادر زیباست....

چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش درهم است...

چه آن زمان که...

خود را می آراید از پس همه خستگی هایش...

چه آن زمان که فریاد می زند

بر سرم و من فقط حرکت زیبای لبهایش را می بینم....

چه آن زمان که کودکیم جانت را به لبانت رسانده

و دست بر پیشانی زده  و لبخند می زنی...

مادر زیباست.....

آن زمانی که

خسته از همه تهمت ها و نابرابری ها باز فراموشش نمی شود

                                                                     مادر است...

مادر زیباست....

زمانی که

زمانی که لطافت جسم و روحش را توآمان درک کردی....

زمانی که نداشته های خود را به حساب ضعفش نگذاشتی...

آری مادر زیباست....

اگر بفهمی....

.

.

.

.

پ.ن

مادرم تولدت مبارک! برات آرزوی بهترین هارو دارم.....


 
comment نظرات ()

 
اختلاف
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
 

اختلاف یعنی...

دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد

مردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کند

اختلاف یعنی

مردی برای اجاره خانه ، کلیه اش را می فروشد

زنی برای زیبایی ، کلیه ی بدنش را عمل می کند!

دنیای عجیبی شده

یکی پول هایش را پارو می کند

یکی اشک هایش را...

آهای لعنتی

قهوه ات را که سر کشیدی

برای فالش سر چهار راه بیا

این جا کودک هایی هستند

که تقدیرشان را خیلی وقت است فروخته اند....


 
comment نظرات ()

 
تجاوز یعنی
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
 

تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه من تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه
    تجاوز یعنی من و دوستان سر کوچه واساده باشیم..خانوم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا ما مزاحمش نشیم
    تجاوز یعنی زن از بی معرفتی من امنیتی نداشته باشه
    تجاوز یعنی با دوچرخه ام تک چرخ بزنم بعد یه دختر دوچرخه سوار دیدم تیکه بندازم.
    تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده
    بله تجاوز به معنی زورکی هم آغوش شدن نیست...

 
 
comment نظرات ()

 
کویر دلم
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٩
 

دلم گرفته است

حکم کویری را دارم که

هیچ گلی در سینه ام سبز نمی ماند

هر روز باد

از جنگلها در گوشم زمزمه می کند و

ابر همین یک قدمی است

یک عمر دروغ می گفتم

من جنگل نیستم و حالا

خوب می دانم

ایراد از آنها نیست

این من بودم که در توهم جنگل

کویر شده ام

قطره اشکی از چشمانم جوشید

نفسی عمیق کشیدم و

از ته دل گفتم

سلام ابرها

دلم برایتان تنگ شده است

 


 
comment نظرات ()

 
happy brith day
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠
 

تولدم مبارک!.....

هی.....

خدایا شکرت به خاطر بودنت در زندگیم!...

*

*

*

*

*****************

پ.ن

خطاب به مخاطب خاص:

دوست عزیزم! عقیدت برام محترمه! و بهش احترام میزارم!

عزیزم! معنی واقعی خداوند و یا زندگی عشقه! و عشق بدست آوردنی نیست بلکه بخشیدنیست!

تا زمانی که توی زندگی عشق نورزی نمیتونی عشق دریافت کنی!

تا زمانی که خودتو دوست نداشته باشی  نمیتونی کسی رو دوست داشته باشی!

وقتی بتونه آدم بدونه هیچ توقعی عشق بورزه و از کسی توقع جبران نداشته باشه، اون زمان عشقه که توی زندگی آدم سرازیر میشه و وجودتو سرشار از عشق میکنه!

اونوقته که دیگه هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه در وجود تورو با انرژی های منفی و کاذب پر کنه! 

و این یعنی خود زندگی، خود عشق، خود انسان بودن....


 
comment نظرات ()

 
عشق یعنی
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱
 

عشق یعنی

سلام سردرگم احساس

بین این همه حس بی کلام

حس بی کلامی که هست

نیست ، شاید باشد

شاید جایی گم شده

شاید دوباره پیدا شود

عشق یعنی

ترکیب ثانیه ها و احساس

نه تکرار

نه توضیح

نه سکون

عشق یعنی

هر آنچه که در این لحظه هست و

لحظه بعد

شاید احساسی دیگر


 
comment نظرات ()

 
دوست خدا
نويسنده : محمد tOxic - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشق و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که درین دامگه حادثه چون افتادم

*************************************

یکی بود و دیگر هیچکس نبود

امامزاده قاسم

شش صبح ،

پلان بیرونی ، از درون

مردی با حدود پنجاه سال ، به اسم اسحاق

دیدم و از ته دل خندید و گفت :

سلام ، دلم برایت تنگ شده بود

          من او را نمی شناختم و

                او همه را می شناخت و

                 دلش برای همه تنگ شده بود

آرتروز داشت و آرتروز درد دارد

احمقانه گفتم : ایشالله خوب می شه

از ته دل خندید و گفت :

مهم نیست ، پناه برخدا و باز خندید
گویی با خدا شوخی داشت و خدا با او

با لبخند گفت : خانه های مردم را نظافت می کنم

تا به حال هیچ مدیری ندیده بودم که اینقدر

محکم و با افتخار در مورد کارخانه اش حرف بزند

    گویی همه زمین مال اوست

     و می خندید

       می خواستم نفهمد که لالم

       به زور کلمات را جمع کردم و گفتم :

     آرتروز دارید سخت نیست کارکردن براتون

   بلند و با آرامش زد زیر خنده و گفت :

  چی کار کنم ؟ دزدی کنم ؟؟؟

 و باز هم خندید

از ته دلم خنده ام می گرفت و

نمی توانستم بخندم

مثل مردی که از دهان فلج است

به حال خودم

خنده ام گرفته بود و نمی توانستم بخندم و

  او می خندید ،

   می خندید چون خوشحال بود و

    فلج بودم و نمی توانستم بخندم

  گفتم : برایم دعا کن که بخندم

دیگر نخندید و قطره ای اشک از چشمانش سرازیر شد

 


 
comment نظرات ()

 
← صفحه بعد