اختلاف

اختلاف یعنی...

دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد

مردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کند

اختلاف یعنی

مردی برای اجاره خانه ، کلیه اش را می فروشد

زنی برای زیبایی ، کلیه ی بدنش را عمل می کند!

دنیای عجیبی شده

یکی پول هایش را پارو می کند

یکی اشک هایش را...

آهای لعنتی

قهوه ات را که سر کشیدی

برای فالش سر چهار راه بیا

این جا کودک هایی هستند

که تقدیرشان را خیلی وقت است فروخته اند....

/ 2 نظر / 24 بازدید
ساقي

واقعا ... دلم گرفت محمد

ساقي

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای تو که سالها منتظر در زدنت بودم....